پیش نوشت : این یادداشت ، صرفاً خطاب به همکاران خوبم در ایرنا نوشته شده است و بس . مخاطبان همیشگی این وبلاگ - بجز این گروه -  ، بعید است چیز زیادی از آن به دست آورند .

*

نمی دانم این از توفیقات من بوده یا بد بیاری که در طول مدت کاری خودم ، بجز مدت محدودی در اوایل دوران دانشجویی ، تنها و تنها یک شغل داشته ام و آن هم خبرنگاری در روزنامه کیهان بوده است . هیچ وقت مزه جا به جایی ، یا شغل دوم آنچنانی را نچشیده بودم و راستش شاید کمی هم از این می ترسیدم .

      

اواخر بهار سال پیش ، دوست عزیز دیرینه ام "محمد جعفر بهداد" که تازه مسئولیت مدیر عاملی سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی را پذیرفته بود ، از من خواست با او همکاری کنم . من ، هم از آن جهت که با کار خبر ، بیگانه نبودم و هم از آن جهت که مطمئن بودم کارکردن با بهداد ، آزار دهنده نخواهد بود پیشنهادش را پذیرفتم و در مدیریت نظارت و ارزشیابی اخبار ایرنا کار خود را آغاز کردم .

درباره اینکه این بخش ِ بارها تعطیل شده ، چگونه دوباره احیا شد و بستر مناسبی برای ادامه حیات یافت و جا افتاد ، در اینجا چیزی نمی گویم ، تنها یاد آور می شوم نگاه من به کار دوم ، به همکاران جدید و دوستان نویافته بشدت تغییر کرد به گونه ای که الان پس از 21 ماه فعالیت و مؤانست با این دوستان ، جدایی از آنها برایم بسیار سخت و انصافاً طاقتفرساست .

این کار البته آنچنان هم آسان نبود . نفس کار ارزشیابی و نظارت در ذات خود با پیش فرضها و تصورات و عملاً بدفرجامیهایی همراه است که آن را از یک کار روتین ، مثل سردبیری یا دبیری و یا حتی خبرنگاری متفاوت و سخت تر می کند . اما احساس می کنم من مَرد این کار بودم و کار خودم را هم توانستم علاوه بر لطف خداوندمهربان ، با عشق ، و هم ، همراهی همکارانی که کارکشته این کار بودند و سالها خاک صحنه های خبری ایرنا را خورده بودند و در بخشهای مختلف آن حضوری کاری و عملیاتی داشتند  با موفقیت نسبی به پیش ببرم .

اما در ماههای اخیر ، چند اتفاق توأمان باعث شد وقفه هایی در کار ایجاد شود : اول تغییر زمان کاری کیهان از بعدازظهر ، به "هم صبح و بعدازظهر" که به یکنواختی کار من در ایرنا  لطمه می زد . من البته همان زمان ، از مسئولیت خود استعفا کردم اما با لطف دوستان ، در ساعات صبح و شب به کار ادامه دادم بدون اینکه لطمه زیادی به آن بخورد . هر چند این تغییر ساعت ، زمان همنشینی با  فرزندانم را بجز در روزهای تعطیل به تنها فرصت ِ یک صبحانه خوردن کاهش داد  !

همچنین از ابتدای این فصل ، با استفاده از مزایای قانون سخت و زیان آور بودن شغل خبرنگاری ، پس از ٢١ سال فعالیت در تحریریه ، از روزنامه کیهان بازنشست شدم که البته با لطف آقای شریعتمداری عزیز ، دعوت به کار شده ام و هنوز سعادت دارم تا در جمع همکاران خوب و صمیمی  کیهان ، خاک تحریریه بخورم و نفس بکشم .

رفتن آقای بهداد و آمدن آقای جوانفکر به ایرنا هم ، بخصوص از این جهت که قاعدتاً‌ هر مدیری باید برای پیشبرد کارهای خود ، از نیروهای مورد اعتماد خودش استفاده کند ، باعث شد تا بر حسب ادب ، در اوایل اسفند ماه ، در کنار گزارش کار مفصلی که خدمت مدیر عامل جدید نوشتم ، از ایشان بخواهم تا اجازه دهد حداکثر تا پایان سال بیشتر ،  در خدمتشان نباشم تا سال جدید را به  برنامه های جدید از جمله نگارش دو سه کتابی که سالهاست ذهن مرا به خود مشغول کرده اما فرصت نگارش آنها  را نیافته ام اختصاص بدهم و وقت بیشتری نیز برای خانواده بگذارم .

اما ... اما دیروز در حالی که لینک خبری را پی می گرفتم ، به سایتی موسوم به "حقیقت نیوز" رسیدم که ناگهان در صفحه اول آن ، عکس خودم را دیدم و خبری که شوکه ام کرد : تقی دژاکام خبرنگار پیشکسوت و برگزیده جشنواره مطبوعات از ایرنا اخراج شد !

هر چه فکر کردم که من کی "از ایرنا اخراج شده ام" و کی بر اساس این به اصطلاح خبر ، "حکم اخراج خود را از مدیر عامل جدید دریافت کرده ام" ، چیزی به یادم نیامد ! از دوستان مسئول در بخشهای مختلف ایرنا هم که پرس و جو کردم هیچ کس کوچکترین اطلاعی از این موضوع نداشت ، و برخی با شنیدن نام "حقیقت نیوز" پوزخندی با معنی می زدند .   امروز هم  طبق روال معمول به ایرنا آمدم ، باز هم کسی از "اخراج" من خبر نداشت و من طبق روال روزانه پس از معرفی خبرهای برتر روز گذشته ایرنا و تحویل آن به مسئول بالاتر خودم ، از سازمان بیرون آمدم ؛ کاری که ان شاء الله  تا پایان امسال آن را ادامه خواهم داد.

به نظر می رسد سایت مزبور ، با رندی هر چه تمامتر می کوشد به قیمت خراب کردن من و امثال من ( و البته در ظاهر در لباس حمایت از من و دوستانم) ، بین نیروهای انقلاب و بخصوص طرفداران دکتر احمدی نژاد تفرقه بیندازد تا مگر بتواند از این آب گل آلود ماهی بگیرد . این همان سایتی است که چند روز پیش ، خبر کاملاً‌ دروغ بیماری لاعلاج مدیر مسئول کیهان را منتشر کرد و حتی تأکید کرد وی تا آخر سال بیشتر زنده نیست ! 

*

شاید تمام آنچه در بالا نوشتم به گونه ای مقدمه ای باشد برای آنچه در ذیل می آید :

من ، برادرم " محمد جعفر بهداد " را فردی مخلص به انقلاب و نظام و مدیری توانمند می شناسم و معتقدم تلاشهای او در ارتقای فنی ، کیفی و حتی رفاهی در سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ، مطلوب و ارزشمند بوده است . همچنین جناب آقای "علی اکبر جوانفکر" را هم فردی متدین ، با شخصیت و مخلص می شناسم و برای ایشان نیز احترام فوق العاده ای قائل هستم . البته تا دو سه ماه پیش ، شناختی از ایشان نداشتم اما برخی موضعگیریهای ایشان بخصوص برخورد اخلاقی آقای جوانفکر با برخی برنامه های تلویزیون باعث شد نسبت به وی علاقه مند بشوم .

با این حال ، اختلاف سلیقه و دیدگاه ، حق طبیعی هر انسانی است و من ممکن است با برخی دیدگاههای برادرم بهداد یا جوانفکر هم مخالف باشم یا برخی رفتارهای آنان را نپسندم ، اما اجازه نمی دهم سایتی از این اختلاف نظر ِ کاملاً عادی  - که شاید جز من و خود این بزرگواران کسی از آن با خبر نیست - سوء استفاده کند و با استفاده ابزاری از نام من ، بهره باطل خودش را ببرد و در حقیقت مرا "وجه المنازعه" خودش کند.

من خوشحالم که نه آقای جوانفکر با من برخورد مورد اشاره سایت حقیقت نیوز را داشته است و نه من کوچکترین گلایه ای از ایشان دارم و پایان کار من نیز تنها و تنها به دلیل درخواست شخصی و کتبی خودم در اوایل اسفند ماه امسال از ایشان است و بس و بهتر است نویسنده خبر خیالی مزبور ، دنبال راههای دیگری برای تفرقه انداختن بین نیروهای انقلاب و نظام بگردد !

بخصوص که علی رغم شماره های دروغ ذکر شده در بالای هر خبر ، مبنی بر میزان بازدید کننده ها از این سایت ، یک مراجعه ساده و راحت به سایت الکسا نشان می دهد که "حقیقت نیوز" یک هزار و هفتصد و شانزدهمین سایت در ایران است و میزان واقعی بازدید کنندگان هفتگی و ماهانه آن نیز بخوبی در نمودار زیر مشخص است .

*

دخترکوچکم زهرا ، دو سه هفته پیش هنگامی که پیش نویس ِ نامه خداحافظی ام به آقای جوانفکر را می نوشتم ، وقتی فهمید از سال آینده هر روز ساعت ۶ بعدازظهر پیش آنها خواهم بود ، از خوشحالی جیغی کشید و مرا بوسید و گفت : بابا ! واقعاً‌ دیگه زود میای خونه ؟ دیگه شبا با هم شام می خوریم ؟ و من بابت ماههای طولانی ِ معطل گذاشتن ِ این نیاز ِ عاطفی ِ فرزندانم ، افسوس خوردم و به او قول دادم که حتماً‌ چنین خواهم کرد .

راستش به یاد جمله معروف دکتر شریعتی هم افتادم ؛ آنجا که می گوید : " در عجبم از  برخی آدمهای بیچاره ، که آسایش خود را فدای تأمین وسایل آسایش خود می کنند" ! و فکر کردم حالا که بازنشستگی پیش از موعد ، بخش عمده ای از دغدغه مادی مرا برطرف کرده است ، با هیچ توجیهی نمی توانم باز هم از حق فرزندان و خانواده ام کم بگذارم .

در همین جا ، از تک تک همکاران ایرنایی بخصوص همکاران بخش خبری در داخل و خارج کشور ،  که در این ٢١ ماه در خدمتشان بودم و از مؤانست با آنها و خبرهای خوب و پربارشان بهره ها گرفتم ، خداحافظی می کنم و ضمن پوزش به خاطر قصورها و اشتباهات احتمالی در جریان کارها ،  پیشاپیش فرا رسیدن سال خورشیدی جدید را به همه آنان شادباش می گویم و مطمئنم روزها و سالهای فرارویشان ، خوبتر از پیش خواهد بود .

تنها آرزویم این است که این برادر کوچک خود را همچنان عضوی از خانواده بزرگ و با اعتبار ایرنا - این رسانه خبری نظام - بدانند . برای برادر بزرگوارم آقای جوانفکر عزیز هم آرزوی توفیقات بیش از پیش دارم و امیدوارم ایرنا در دوره ایشان ، باز هم پله های ترقی را طی کند و بتواند بیش از دوره فعلی  به انتظارات حرفه ای از خود ، پاسخ گوید ؛ راهی که قطعاً دور نیست .

خداوند شر تفرقه افکنان و دو رویان و کاسه لیسان قدرت را از سر همه ما دور کند ...

 

شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()